ناشئ اكبر ( مترجم : على رضا ايمانى )

42

مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي )

امامى امام ديگر لازم است و بعد از هر وصىاى وجود وصى ديگر ضرورى است و پيامبر ( ص ) اسامى و صفات تمامى امامانى را كه پس از على ( ع ) از نسل او تا روز قيامت خواهند آمد براى او به صراحت بيان كرده است . ازاين‌رو امامت از نگاه آنان تا به امروز براساس نص صريح پيامبر ( ص ) ادامه دارد و اين عقيده را گروهى از اصحاب على ( ع ) از جمله حارث اعور ، اصبغ بن نباته و عبد خير حكايت كرده‌اند . 33 . دستهء دوم كسانى بودند كه مىپنداشتند على ( ع ) زنده است ، نه مرده و نه مىميرد تا آنكه بر تمامى عرب رهبرى كند . اين گروه همان فرقهء « سبئيّه » پيروان عبد الله بن سبأ هستند . او مردى يهودى از اهالى صنعا بود كه به دست على ( ع ) مسلمان گشته و ساكن شهر مدائن شده بود . از وى نقل شده است كه به كسى كه خبر رحلت على ( ع ) را به مدائن آورد گفت : « سوگند به خدا ! حتى اگر مغز سر او را در هفتاد كيسه براى ما بياورى باز هم حرفت را نمىپذيريم ؛ زيرا ما مىدانيم كه او نمرده و نخواهد مرد تا هنگامى كه بر تمامى عرب چيره شود . » اين مطلب به عبد الله بن عباس رسيد . وى گفت : « اگر اين را مىدانستيم اموالش را تقسيم نمىكرديم و زنانش را به نكاح در نمىآورديم . » از رشيد هجرى كه از پيروان عقايد سبئيّه بود نقل شده است كه پس از رحلت على ( ع ) به [ منزل ] آن حضرت وارد شد در حالىكه او را كفن كرده بودند ؛ پس سلام كرد و به اصحاب او گفت : « او هم‌اكنون سخن ما را مىفهمد و به سلام ما پاسخ مىدهد و همانند افراد زنده نفس مىكشد و در زير اين روپوش [ كفن ] نرم خود عرق مىريزد . او همان امامى است كه سراسر زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد همچنان‌كه از ظلم و ستم مالامال شده باشد . » اين فرقه چنين مىپندارند كه خداى عزّ و جل على ( ع ) را به سوى خويش فراخوانده همچنان‌كه حضرت مسيح ( ع ) را نزد خود برده است و مىافزايند كه خداوند به خاطر غضبى كه نسبت به اهل زمين روا داشته او را به آسمان برده است ؛ زيرا مردم با او مخالفت كرده و فرمانش را گردن ننهادند .